| تبليغات | X |

من ارشام هستم متولد ۲۵/۱۱/۶۱
سال ۶۶ رفتم کلاس اول چون شناسنامه ام یکسال واندی بزرگتر بود یعنی ۲/۶/۶۰با این وجود تو اون سالها با معدل ۱۹-۲۰ همیشه شاگرد اول کلاس بودم
سال ۷۱ تا ۷۴ دوره ی راهنمایی رو با معدل عالی قبول شدم دوره ی راهنمایی وابتدایی رو تو زنجان که سرزمین اجدادی من هستش سپری کردم
۷۴ تو شهر قزوین وارد دبیرستان شدم
بی نظمی های ناشی از تغییر نظام اموزشی قدیم به جدید که از ۷۲ شروع شده بود با تغییر محیط زندگی باعث افت شدید تحصیلیم شد با این وجود تا دیپلم با معدل ۱۴.۵ بالا اومدم ولی سال اخر بد جور اوضاع درسیم بی ریخت شد تا جایی که با چند واحد جا مونده از سالهای قبل و ۱۴- ۱۵ واحد از سال سوم تو گل موندم مخفیانه ومشروط شدم وانداختنم تو بزرگسالان اون وقتا مدارس ۳ شیفته بود وبزرگسالان از ۶ تا ۵/۱۰ شب بود با سن وسالی که داشتم برام وحشتناک بود که با مردای۲۵-۴۵ ساله پشت میز بشینم واصلا هیچی تو کلم نمیرفت تو کل قزوین هم یه دبیرستان شبانه بود که کلی با خونمون فاصله داشت ساعت
۵/۱۰-۱۱ شب هم تو قزوین پرنده پر نمیزد مجبورا پیاده میرفتم خونه و۱۲شب میرسیدم
به زور ۶-۷ واحد پاس کردمو دیگه ترم ۲نرفتم ترک تحصیل کردم کسی هم نمیدونست میگفتم غیر حضوری هستم
سال ۷۷ بود
تا ۷۹ همه فکر میکردن من دیپلمم رو گرفتم و پیش میخونم ![]()
یه وقت به خودم اومدم فکر کردم که چی تا کی میتونم مخفی کاری بکنم
یه تصمیم قاطعانه گرفتم وترم اول ۷۹ غیر حضوری ثبت نام کردم ترم اخرها رو اون وقتا تا ۲۴ واحد هم ارایه میکردن الان خبر ندارم چطوریه
۵/۲۳ انتخاب کردم یعنی کل واحدامو که ریاضی ۳-۴ فیزیک۲ تاریخ ادبیات۱و۲ و.... جز واحدهام بود
همشونو یکجا پاس کردم البته ریاضی ها رو دبیر محترم مساعدت کردند
ترم دوم وارد پیش شدم که اون وقتا کامل ارایه میکردند و دانشگاه هم کنکور رشته هنر ثبت نام کردم (البته ازاد) ۲۴ واحد پیش رو ترم ۲ گذروندم انرژی بی پایانی پیدا کرده بودم بلافاصله بعد امتحانات کتابهای اختصاصی هنر رو که کم یاب هم بود از انقلاب تهیه کردم و شروع به خوندن کردم
کنکور سال ۸۰ بود با نمره ی تراز ۶۷۰۰ |(دوستانی که دانشگاه ازاد هستند میدونند که این نمره چقدر عالیه ومخصوصا اون سالها که پذیرش دانشجو ازاد ودولتی کلا ۲/۱۵ بود)در رشته ی بازیگری اراک قبول شدم
ولی ۱۰۰ افسوس که غیبت سربازی مانع از ورودم به دانشگاه شد
حالا سوالی که پیش میاد این میتونه باشه که من چرا با وجودی که میدونستم غیبت دارم این قدر امیدوارانه وبا انرژی میخوندم جواب اینم مینویسم وبقیه ی ماجرای زندگیمو بعدا خواهم نوشت
سال ۷۹ بر اساس مصوبه دولت تمام مشمولین خدمت میتونستند با پرداخت مبالغی از ۵۰۰۰۰۰تا۳.۵ میلیون خدمتشونو بخرند بر حسب وضعیت تاهل و مدرک تحصیلی دیپلمه مجرد ۱۲۰۰۰۰۰ ودکتری مجرد۳.۵ یا۲.۵ یادم نیست
من که حسابی سرگرم درس وکنکور بودم و تصمیم داشتم بعد از کنکور برم دنبال کارای خدمتی اصلا متوجه نشدم که دولت بازم وضعش خوب شده ونفت رسیده به ۳۰ دلار وفروش خدمت ممنوع شده بعد از کنکور کلی این در اون در زدیم نشد
گیج وویج این مساله بودم که یه وقت بخودم اومدم ودیدم هم از دانشگاه جا موندم هم از خدمت و۴ ماهه که ویلان وسر گردانم واگه به همین وضعیت ادامه بدم تا ۲سال دیگه همین وضعیتمه باز یه تصمیم ضرب الاجلی گرفتم و بجای رفتن دنبال معافی وخرید واین حرفا دفترچه اعزام گرفتم دقیقا ۱۲/۸/۸۰ وقتی دفترچه رو نشون خونوادم دادم همشون حیران شدند هم بخاطر تصمیمم هم بخاطر تاریخ اعزام که ۶ روز دیگه بود یعنی ۱۸/۸/۸۰
شاید به خاطر همین کارامه که همه میگن من عجیب وغریب و غیر قابل پیش بینی هستم و خیلی ها میخوان سر از کارام در بیارن که نمیتونن
(البته بقول همون خیلی ها)
....و اما داستان های فوق العاده و سکرت از دوران خدمتم و که باشه تا دفعه ی بعد
ودوران پس از خدمت
خداوندا
تو را من کفر ورزیدم
اگر از دست معشوقی
که از جام تو می نوشد
به کویت شکوه آوردم
خداوندا
تو را من کفر ورزیدم
اگر از درد هجرانی
که حکمش را تو فرمودی
به مستی باده نوشیدم
خداوندا
تورا من کفر ورزیدم
اگر عشق بتانی را
که از مهر تو سرشارند
وبا عقلی که من دارم
تمام جلوه گاهت را که در ایشان هویدا دیده ام در سینه جا کردم
خداوندا
تو را من کفر ورزیدم
اگر بت می پرستیدم
اگر هر لحظه یادت را
بنام عشق و ارکویی که معشوقم در آن رقصید
بر ذهنم گذر کردم
تو را من کفر ورزیدم
اگر از عشق معشوقی
که حکمش را تو افزودی
هزاران بار در لحظه به مرگم آرزو کردم
خداوندا
تو را من کفر ورزیدم
اگر با دیدن رویش
به وقت طاعت وعبدی
به جای مسجد و منبر
ره میخانه پیمودم
خداوندا
اگر اینا همه کفر است
اگر اینها هوای نفس شیطان است
چرا هر دم که نامی را از او بینم ز جان آسوده می گردم
چرا هر لحظه ام از شوق دیدارش
چنین دیوانه می گردم
مگر شیطان چنین زیباست
..........مگر ابلیس